دختری بودکه
پدرششهیدشد . .
دانشگاه که قبولشد، همه گفتند:
باسهمیه قبول شده!!!
ولی…
هیچوقت نفهمیدند.
کلاس اول وقتی خواستندبه اویادبدهند
که بنویسد بابا!
یک هفته درتب سوخت…!
هیهات منه الذله : محال است تن به ذلت دهیم .
دختری بودکه
پدرششهیدشد . .
دانشگاه که قبولشد، همه گفتند:
باسهمیه قبول شده!!!
ولی…
هیچوقت نفهمیدند.
کلاس اول وقتی خواستندبه اویادبدهند
که بنویسد بابا!
یک هفته درتب سوخت…!
هیهات منه الذله : محال است تن به ذلت دهیم .
دیدگاهتان را بنویسید