برچسب: شهید شناسی

  • شهیدانه – شهید محمد حسین یوسف الهی

    شهیدانه – شهید محمد حسین یوسف الهی

    امام حسین ( ع ) فقط مشکی پوش و گریه کن نمی خواهد ! از این ها فراوان دارد ,

    امام حسین ( ع ) رهرو می خواهد !

    شهید محمد حسین یوسف الهی

    ان شا الله رهرو سید الشهدا و شهدای وطنمون باشیم .

    هیهات منه الذله : محال است تن به ذلت دهیم

  • شهیدانه

    شهیدانه

    بابایی..
    میشه‌نری؟!
    اخه‌من‌دوست‌دارم
    +عزیزدل‌بابا‌اگر‌من‌نرم
    حرم‌عمه‌جان‌خراب‌میشه
    اگر‌من‌نرم‌‌همسن‌سالات‌نمیتونن‌درس‌بخونن‌
    نمیتونن‌زندگی‌کنن
    بابا..
    +جان‌دل‌بابا
    یه‌قول‌میدی‌بهم؟!
    +چه‌قولی؟
    مراقب‌خودت‌باشیا..
    منم‌یادت‌نره
    قول‌بده‌برگردی
    ولی‌حتی‌انگشتتم‌نبری
    +قول‌میدم..
    هیچ‌وقت‌یادم‌نمیری
    وجودمنی‌چطوری‌یادم‌بری؟!
    چشم‌مراقب‌خودمم
    دخترِبابا‌شماهم‌قول‌بده‌
    مراقب‌مادرت‌و‌خواهر‌‌وبرادرت‌باشی
    قول‌میدم‌برگردم..
    ولی‌معلوم‌نیست‌شایدانگشتم‌موندلای‌در‌ماشین..!
    _خنده‌ای‌زد..
    (خنده‌ای‌از‌جنس‌خنده‌اسمانی‌ها)
    دخترشو‌بغل‌کرد
    بوسید..
    با‌بقیه‌‌خدافظی‌کرد
    یکم‌ب‌دختراش‌و‌پسراش‌نگاه‌کرد
    رفت‌نوزادشو‌گرفت‌بغلش‌وگونه‌اش‌بوسید..!
    گفت‌قول‌بده‌راه‌منو‌ادامه‌بدی..
    کولشو‌گذاشت‌روی‌دوشش
    رفت..

    دختر‌توی‌نبودش‌بی‌قراری‌میکرد
    وقتی‌باباش‌زنگ‌میزد
    بغضش‌بزورقورت‌میداد..
    بریده‌بریده‌میگفت:
    ب..ا..با
    با..بایی
    کی‌برمیگردی!؟
    گوشیو‌میداد‌دست‌مادر
    میدوید‌توی‌اتاق‌..
    گوشه‌همیشگی‌مینشست‌ب‌عکس‌های‌باباش‌
    خیره‌‌میشد..
    بالاخره‌انتظارش‌تموم‌شد
    باباش‌به‌قولش‌عمل‌کرد..
    برگشت..
    مراقب‌خودش‌بودا
    اخه‌‌قول‌داده‌بود‌زخمی‌نشه
    بی‌سر‌اومد

    خودشو‌اماده‌کرده‌بود‌واسه‌بغل‌بابایی
    نه‌بغل‌کردن‌تابوت..!
    الان‌دیگه‌پاتوق‌همیشگیش‌شده‌بود‌مزاربابا
    هرچی‌میشد‌میرفت‌پیشش‌و‌درد‌و‌دل‌میکرد
    چه‌شب‌ها‌که‌تاخودصبح‌نمیخوابید‌و‌
    باعکس‌بابا‌صحبت‌میکرد
    و‌اشکاش‌مثل‌سیل‌جاری‌میشد..!

    حالاشما‌بگید‌
    این‌همه‌طعنه‌و‌کنایه‌شنیدن‌
    برای‌پول‌رفته؟!
    اخه‌‌خودت‌حاضری‌بخاطر‌پول‌بری‌و‌برنگردی؟!
    بری‌و‌دخترت‌بی‌تاب‌ویتیم‌بشه!؟
    حاضری!؟

    هیهات منه الذله : محال است تن به ذلت دهیم